تاریخ انتشار:93/4/21 - 07:21
شماره مطلب:13934211842
میلاد با سعادت حضرت امام حسن مجتبی علیه السلام کریم اهل بیت مبارک باد

فرازهایی از فرمایشات امام خمینی(رحمه الله علیه) به‏ مناسبت میلاد کریم اهل‏ بیت امام حسن مجتبی علیه السلام و هفته اکرام

در حدیث است که حضرت امام حسن مجتبى(ع) سه ‏مرتبه اموال خود را با فقرا به‏ طور تنصیف قسمت کرد، حتى اگر داراى دو جفت نعلین یا دو ثوب بود، تنصیف فرمود.
حضرت امام خمینی(س): اطعام و پوشاندن و حفظ آبروى اهل بیت مسلمان، نزد خداوند از هفتاد حج محبوب‏تر است‏‏
احادیثى در خصوص ارزش و اهمیت انفاق‏
۱. «لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ حَتّى تُنْفِقُوا مِمّا تُحِبُّونَ»هرگز به خوبى نایل نشوید، مگر آن‏که از آنچه دوست مى‏دارید، در راه خداوند انفاق کنید.
در حدیث است که حضرت امیر(ع) جامه‏اى خریدارى فرمود و از آن خوشش آمد و آن‏را صدقه داد و فرمود: شنیدم رسول خدا(ص) مى‏فرمود: «کسى‏که اختیار کند غیر را بر خودش، خداوند بهشت را روز قیامت براى او اختیار کند و کسى‏ که دوست داشته باشد چیزى را، پس آن‏را براى خدا قرار دهد، خداى تعالى روز قیامت فرماید: بندگان به یکدیگر جزا مى‏دادند به معروف و من جزاى تو را امروز بهشت دهم.
روایت شده که یکى از اصحاب، وقتى همین آیه شریفه وارد شد، یک باغى داشت (و) بین خویشاوندانش قسمت کرد، (در حالى‏که) آن‏را از همه اموالش بیشتر دوست داشت. پس رسول خدا(ص) فرمود: «خوشا به حال تو! خوشا به حال تو! که این حال سودمندى است براى تو».(۱)
۲. «ما اتخذ الله ابراهیم خلیلا الا لاطعام الطعام»جابر گوید: شنیدم رسول خدا(ص) مى‏ فرمود: نگرفت خدا ابراهیم را دوست، مگر براى خورانیدن طعام و نمازکردن در شب و حال آن‏که مردم خواب بودند.(۲)
 ۳. بالاتر از ۷۰ حج و ۴۹۰ عتق رقبه!
(در روایت است که) اگر کسى اهل بیت مسلمى را کفایت کند، گرسنگى آن‏ها را رفع کند و بدن آن‏ها را بپوشاند و آبروى آن‏ها را حفظ کند، از هفتاد حج محبوبتر است، با آن‏که یک حج از هفتاد عتق رقبه بالاتر است، با آن‏که در عتق رقبه وارد است که هر کس بنده‏اى را آزاد کند، خداوند به هر عضوى از آن، عضوى از او را از آتش جهنم آزاد فرماید.(۳)
۴. دوست داشتم براى خودْ پیش فرستم‏
براى جناب ابوذر غفارى میهمانى آمد. به (میهمان) فرمود: شترهایى (دارم)، برو بهترین آن‏ها را بیاور. میهمان رفت و یک شتر لاغرى (را) آورد. ابوذر فرمود: به من خیانت کردى، بهترین شترها شتر فحل بود. (میهمان گفت: شاید روزى بدان احتیاج پیدا کنید. از اینرو آن‏را براى روز احتیاج شما گذاشتم). ابوذر فرمود: روز احتیاج من به آن روزى است که مرا در قبر مى‏گذارند، با آن‏که خداى تعالى فرماید: «هرگز به برّ و نیکویى نرسید، مگر آن‏که انفاق کنید آنچه را دوست مى‏دارید» و فرمود در مال سه شریک است: یکى قدر است که پیش آن، خوب یا بد فرقى نکند، آن‏را ببرد به هلاک‏ نمودن. دوم وارث است که منتظر مردن تو است و تو (یعنى میهمان) سومى آن‏هایى. پس اگر توانستى که عاجزتر از آن‏ها نباشى، نباش. خداى تعالى فرماید: «لَنْ تَنالُوا البِرَّ حَتّى تُنْفِقُوا مِمّا تُحِبُّونَ» و این شتر محبوب بود پیش من در بین اموالم، پس دوست داشتم براى خودم پیش بفرستم.(۴)
۵. «لیس شى‏ء أثقل على الشّیطان من الصّدقة»
ابن‏ سنان گوید: فرمود حضرت صادق(ع): هیچ‏ چیز گران‏تر نیست بر شیطان از صدقه بر مؤمن و آن واقع شود در دست پروردگار تبارک و تعالى، پیش از آن‏که واقع شود در دست بنده.(۵)
چرا «لَنْ تَنالُوا البِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمّا تُحِبُّون»؟
دیلمى در ارشادالقلوب از حضرت امیرالمؤمنین(ع) روایت کند که رسول اکرم صلّى اللَّه علیه و آله فرمود: در شب معراج خداى تعالى فرمود: «اى احمد، اگر بنده‏اى نماز اهل آسمان و زمین را بخواند و روزه اهل آسمان و زمین را بگیرد و چون ملائکه طعام نخورد و جامه عابدان را بپوشد، پس از آن در قلب او ببینم ذرّه‏اى از حبّ دنیا یا سمعه آن یا ریاست آن یا اشتهار آن یا زینت آن، با من مجاورت نمى‏ کند در منزلم و از قلب او محبّت خود را بیرون مى‏ کنم و قلب او را تاریک مى‏ کنم تا مرا فراموش کند و نمى‏ چشانم به او شیرینى محبّت خود را».
پر واضح است که محبّت دنیا با محبّت خداى تعالى جمع نشود. حبّ دنیا مبدأ و منشأ تمام مفاسد است، بر انسان عاقل علاقمند به سعادت خود لازم است این درخت را از دل ریشه ‏کن کند و طریق علاج عملى آن است که معامله به ضدّ کند. پس اگر به مال و منال علاقه دارد، با بسط ید و صدقات واجبه و مستحبّه ریشه آن‏را از دل بکند و یکى از نکات صدقات، همین کم‏شدن علاقه به دنیا است و لهذا مستحبّ است که انسان چیزى را که دوست مى‏ دارد و مورد علاقه ‏اش هست، صدقه دهد، چنانچه در کتاب کریم الهى مى ‏فرماید: «لَنْ تَنالُوا البِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمّا تُحِبُّون».(۶)
انسان با علاقه‏ مندى و محبت به مال و منال و زخارف دنیویه بزرگ شده است و تربیت گردیده و این علاقه در اعماق قلب او جایگزین گردیده و منشأ بیشتر مفاسد اخلاقى و اعمالى، بلکه مفاسد دینى، همین علاقه است.
پس اگر انسان به‏ واسطه صدقات و ایثار بر نفس، این علاقه را بتواند سلب کند یا کم کند، البته قطع ماده فساد و جرثومه قبایح را کرده و طریق نیل به حصول معارف و انقطاع به عالم غیب و ملکوت و حصول ملکات فاضله و اخلاق کامله را براى خود مفتوح نموده و این یکى از نکات بزرگ انفاقات مالیه واجبه و مستحبه است.(۷)
 در فواید و کثرت صدقه دادن‏
فرمود حضرت صادق(ع) که حضرت رسول خدا (ص) فرمود: زمین قیامت آتش است، مگر سایه مؤمن و جوار آن که صدقه او را سایه اندازد و حفظ نماید.
در احادیث کثیره وارد است که صدقه، مردن هاى بد را دفع مى‏ نماید و روزى را نازل مى‏کند و قرض را ادا مى‏ کند و عمر را زیاد کند و هفتادطور مردن بد را دفع کند و خداى تعالى عوض آن‏را از ده تا صد هزار عطا فرماید و اسباب زیادت مال گردد و در صبح هر کس صدقه دهد، از بلاهاى آسمانى در آن روز ایمن گردد و اگر در اوّل شب بدهد، از بلاهاى آسمانى در آن شب ایمن باشد و مداواى مریضها با صدقه شود.(۸)
در حدیث شریف (است) که در صدقه، جهد کن تا گمان کنى که اسراف کردى، با آن‏که اسراف نکردى. (از این مطلب،) ظاهر (مى)شود که مطلوب در صدقه، کثرت آن است و به هر اندازه رسد، اسراف نیست.
در حدیث(۹) است که حضرت امام حسن مجتبى(ع) سه‏مرتبه اموال خود را با فقرا به ‏طور تنصیف قسمت کرد، حتى اگر داراى دو جفت نعلین یا دو ثوب بود، تنصیف فرمود.
این(گونه) احادیث منافات ندارد با احادیثى که دلالت کند بر آن‏که کثرت صدقه به‏قدرى‏که معیشت بر عیال سخت شود، اسراف است و خداوند دعاى کسى را که انفاق کند و براى معیشت خود و عیالش چیزى نگذارد، قبول نفرماید و در حدیث است که افضل صدقه، صدقه‏اى است که از زیادت کفاف باشد.
وجه عدم منافات، آن است که کثرت و جهد در صدقه لازم نیست به‏قدرى باشد که موجب سختى بر عیال شود. چه بسا اشخاصى که نصف مال یا بیشتر آن‏را صدقه دهند و کفاف خود و عیال آن‏ها محفوظ ماند، به‏ طورى‏که در ضیق معاش و سختى نیفتند.(۱۰)
 سرمشق براى همه‏
(امیرالمؤمنین(ع)) مثل سایر عمله‏ ها کار مى ‏کرد، کار مى‏ کرد و وقف مى ‏کرد. همان ‏روزى‏ که با او بیعت کردند، بیل و کلنگش را برداشت و سراغ کارى که انجام مى‏ داد رفت، مى‏ خواست یک چشمه‏ اى را حفر کند، (وقتى) با دست خودش حفر کرد (و آب) در آمد، تبریکش (گفتند. ایشان فرمودند) که این تبریک را براى ورثه (این چاه بگویید)، قلم و کاغذ (را) بیاورید. (وقتى) قلم و کاغذ (را) آوردند، همان‏وقت (آن‏را) وقف کرد،(۱۱) براى فقرا وقف کرد.(۱۲)
کارشان باید سرمشق باشد براى همه ما.(۱۳)
 حمل مخفیانه غذا بر دوش حاکمِ...!
در حدیث است که هفت طایفه است که خداى تعالى در پناه خودش آن‏ها را حفظ فرماید، در روزى‏ که پناهى جز پناه او نیست. یکى از آن‏ها کسى است که صدقه بدهد و پنهان کند، حتى آن‏که دست راست او نفهمد آنچه دست چپش انفاق کند.(۱۴)
 به فقرا که عیال خدایند، رسیدگى کنید
فقر زیاد است. باید در هر شهرى، اهالى شهر کمک بکنند، این‏ها بندگان خدایند که گرفتار هستند. خداى تبارک و تعالى عنایت دارد به بندگان خودش. این مستمندها، فقیرها، عیال خدا هستند، این‏ها باید اداره بشوند. خداى تبارک و تعالى امر کرده است که باید فقرا را اداره بکنیم.(۱۷)
به داد این‏ها برسید. نباید حالا مثل آن وقت باشد؛ یک‏دسته آن بالاها بنشینند و تفریح بکنند و پایشان را روى هم بیندازند و لَم بدهند به مبل هاى گرانقیمت و بخندند به این جمعیت هاى زحمتکش.(۱۸)
به اطلاعى که از حال مردم بى‏ بضاعت بى‏ پناه دارم، براى آن‏ها نگران و متأثرم. از متمکنین محترم و اهالى خیرخواه ملت ایران - ایدهم الله تعالى - تقاضا دارم که در هر استان یا شهرستانى هستند، در فکر مستمندان محترم محل خود باشند و راضى نشوند محترمین بى ‏بضاعت و فقراى بى‏ پناه از سختى معاش رنج ببرند.(۱۹)
ما باید به حال این مردم فقیر برسیم. امیدوارم کسانى‏که تمکن دارند، گمان نکنند سعادتشان به این زیادى‏ها است. آدمى که کم دارد، ولى به اندازه معاش دارد، این آدم لذت همین زندگى مادى را بیشتر مى‏ برد (تا کسى)که صد کاخ دارد و هر روز و هر شب در زحمت حفظ این‏ها است. او نمى‏ تواند لذت زندگى را بفهمد. لذت به دارایى نیست.(۲۰)
 علماى بلاد! مردم را به این ضرورت دعوت کنید
لازم است خود ملت به فکر فقرا باشند، لازم است علماى اعلام بلاد، مردم را به این امر ضرورى دعوت بفرمایند(۲۱) (که) به این‏ها کمک بکنند و این جمعیت ‏هایى که هستند از ایتام، از فقرا، از مستمندان، از مستضعفین، به این‏ها رسیدگى بکنند.(۲۲)
۱) شرح چهل حدیث، ص ۴۹۱
۲) چهل حدیث، ص ۲۰۴
۳) شرح چهل حدیث، صص ۴۹۰ - ۴۹۱
۴) شرح چهل حدیث، صص ۴۹۱ - ۴۹۲
۵) شرح چهل حدیث، صص ۴۸۸ - ۴۸۹
۶) آداب الصلوة، صص ۵۰ - ۵۱
۷) شرح چهل حدیث، ص ۴۹۲
۸) شرح چهل حدیث، ص ۴۹۰
۹) قال الصادق«ع»: إنّ الحسن‏بن‏علىّ«ع»، قاسم ربّه ثلاث مرّات حتّى نعلا و نعلا و ثوبّا و ثوبا و دینارا و دینارا. وسائل الشیعة، ج ۶، ص ۳۳۶.
۱۰) شرح چهل حدیث، صص ۴۹۳ - ۴۹۴
۱۱) صحیفه امام، ج ۴، ص ۳۹۷
۱۲) صحیفه امام، ج ۴، ص ۱۷۹
۱۳) صحیفه امام، ج ۱۶، ص ۲۳۸
۱۴) شرح چهل حدیث، ص ۴۹۳
۱5) صحیفه امام، ج ۱۰، ص ۴۱
۱6) صحیفه امام، ج ۱۱، صص ۱۷ و ۱۸
۱7) صحیفه امام، ج ۲، ص ۵۱
18) صحیفه امام، ج ۱۷، ص ۳۸۴
19) صحیفه امام، ج ۱، ص ۴۱۴
۲0) صحیفه امام، ج ۱۲، ص ۲۰۱
 
 

افزودن نظر جدید

کد امنیتی
کد امنیتی برای جلوگیری از ارسال اسپم می باشد.
Image CAPTCHA
لطفا کاراکترهای تصویر را در کادر بالا وارد نمایید.

پیوندهای تصویری